سيد حسن مير جهانى طباطبائى

320

جنة العاصمة ( فارسي )

و در كنارش گذاردند ، و پس از تبليغ سلام خدا بر آن بىبى معظّمه و جواب شنيدن عروج به آسمان نموده ، و آن در دو جلد از زبرجد سرخ بوده و ورق‌هاى آن از درّ سفيد بوده « 1 » . قول دوم : فرمايش امام صادق عليه السّلام است كه فرموده : آن مصحف را خدا املاء كرده و بسوى او وحى فرستاده . قول سوم : خبر صادقى است نيز كه فرموده آن مصحف كلام خدا بوده كه بر پيغمبر وحى فرستاده ، و آن حضرت املاء فرموده و على عليه السّلام به خطّ خود نوشته . قول چهارم : نيز فرمايش امام صادق عليه السّلام است كه فرموده ، بعد از وفات پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله چون حزن و اندوه فاطمه در مفارقت پدرش زياد بود روزها جبرئيل براى تعزيت و تسليت آن حضرت به زمين مىآمده ، و از مكان و مقام پدر بزرگوارش به او خبر مىداد ، و آنچه پس از او بر ذرّيهء او وارد مىشود او را باخبر مىكرد ، و او به على عليه السّلام مىگفت ، و آن حضرت به خطّ خود مىنوشت . قول پنجم : آنكه ذات اقدس احديّت به او القاء مىفرمود و او براى على عليه السّلام املاء مىكرد و آن حضرت مىنوشت ، چنانچه از امام صادق روايت شده « 2 » . دانسته باد كه براى متتبّع جاى هيچگونه شك و ترديدى نيست در جمع بين اخبار مأثوره و اقوال منقوله در اين باب ، و اللّه الهادى إلى طريق الصواب . دليل يازدهم در ضمن خبر طويلى از حضرت صادق عليه السّلام كه ابن شهر آشوب در كتاب مناقب از كتاب قاضى ابو محمّد كرخى نقل نموده است كه فرمود :

--> ( 1 ) ابن جرير طبرى ، دلائل الإمامة ص 104 - 106 ح 34 . ( 2 ) به فصل هفتم راجع به مصحف فاطمه عليها السّلام مراجعه شود .